مریــمــــــــــانه
این روزها حال من خوب نیست.......!!! این روزها بیداری به معنای فکر کردن و هزار سوال و اما های بی جواب است... به خواب میروم......به یک خواب عمیق...!!! پاییز رفت...من موندمو دلتنگی هام... قهری ...حرف که میزنی؟ از این زندگی خالی منو ببر به اون سالی که تو اسممو پرسیدی به روزی که منو دیدی به پله های خاموشی که با من روبرو میشی یه جور زل بزن انگاری نمیشه چشم برداری منو ببر به دنیامو به اون دستا که میخوامو به اون شبها که خندونم که تقدیرو نمی دونم از این اشکی که می لرزه منو ببر به اون لحظه به اون ترانه ی شادی که تو یاد من افتادی به احساسی که درگیره به حرفی که نفس گیره از این دنیا که بی ذوقه منو ببر به اون موقع از این دوری طولانی منو ببر به دورانی که هر لحظه تو اونجایی زیر بارون تنهایی ... منو ببر به اون حالت همون حرفا همون ساعت به اندوهِ غروبی که به دلشوره ی خوبی که تو چشمام خیره می مونی به من چیزی بفهمونی.... پ.ن:تولد من و امام رضا مبارک لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست ... دلگیرم از آدمای بی انصاف، که فقط خودشونو میبینند.... آدمایی که خوبیات بستری میشه تا فریبت بدن... نبض زندگی رو قطع میکنن، نفس رو ازت میگیرن.... و چه سخته!!!........ و سخت ترین کار دنیا ترمیم اعتمادیه که از دست رفته..!!! دل من چه خردسال است ساده مینگرد... ساده می خندد... ساده می پوشد... دل من از تبار دیوارهای کاهگلی ست ساده می افتد... ساده می شکند... ساده می میرد.... ساعت جیبیات را که نگاه میکردی، یادم میآمد که وقت غنچهها تنگ شده؛ درست مثل دل من برای تو. آن روزها، سایهات آنقدر بزرگ بود که وقتی میایستادی، همه چیز را فرا میگرفت؛ اما امروز.... کم کم یاد خواهی گرفت تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دوست و زنجیر کردن یک روح را کم کم یاد میگیری که حتی نور خورشید هم میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری باید باغ خودت را پرورش دهی به جای اینکه منتظر كسي باشي تا برايت گل بياورد . یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی که محکم باشی پای هر خداحافظی ياد مي گيري كه خيلي مي ارزي . یادمان باشد بعضی هایمان شانس گفتن کلماتی را داریم که بعضی دیگر حسرتش را...مثل بابا روز پدر گرامیباد
از (سلام)و (شب بخیر) گفتنِ شان می شود این را فهمید.
از حرف ها و نگاه ها
از گودال های عمیقی که بینِ تو و خودشان می کنند
و تویش را پر از دلیل می کنند.
از بعضی کلمه ها بیشتر استفاده می کنند
و بعضی ها را بی خیالش می شوند.
یک گودال هم توی قلب تو می کنند
که این یکی را خودت باید پر کنی.......!
![]()

تا بدانی نبودنت آزارم می دهد ...
لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان ...
که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد ٬
لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است و پر شیار
لمس کن لحظه هایم را ...
تویی که نمی دانی من چگونه ..... ٬
لمس کن این با تو نبودن ها را ٬
لمس کن ...

![]()
![]()
فرشته اي ظاهر شد و عرض کرد:چرا اين همه وقت صرف اين يکي مي فرماييد ؟
بايد دويست قطعه متحرک داشته باشد، که همگي قابل جايگزيني باشند.
بايد بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذاي شب مانده کار کند.
بايد دامني داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتي از جايش بلند شد
بوسه اي داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوي خراشيده گرفته تا قلب شکسته،
يک جفت بايد پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!
و جفت سوم همين جا روي صورتش است که وقتي به بچه خطاکارش نگاه کند،
بتواند بدون کلام به او بگويد او را مي فهمد و دوستش دارد.
همواره بچه ها را به دندان مي کشند.
سختي ها را بهتر تحمل مي کنند.
بار زندگي را به دوش مي کشند،
ولي شادي، عشق و لذت به فضاي خانه مي پراکنند.
وقتي مي خواهند جيغ بزنند، با لبخند مي زنند.
وقتي مي خواهند گريه کنند، آواز مي خوانند.
وقتي خوشحالند گريه مي کنند.
و وقتي عصباني اند مي خندند.
براي آنچه باور دارند مي جنگند.
در مقابل بي عدالتي مي ايستند.
وقتي مطمئن اند راه حل ديگري وجود دارد، نه نمي پذيرند.
بدون کفش نو سر مي کنند، که بچه هايشان کفش نو داشته باشند.
براي همراهي يک دوست مضطرب، با او به دکتر مي روند.
بدون قيد و شرط دوست مي دارند.
وقتي بچه هايشان به موفقيتي دست پيدا مي کنند گريه مي کنند و و قتي
در مرگ يک دوست، دلشان مي شکند.
در از دست دادن يکي از اعضاي خانواده اندوهگين مي شوند،
با اين حال وقتي مي بينند همه از پا افتاده اند، قوي، پابرجا مي مانند.
آنها مي رانند، مي پرند، راه مي روند، مي دوند که نشانتان بدهند چه قدر برايشان
خداوند فرمود:
زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلي موجودند مي دانند که بغل کردن و بوسيدن مي تواند
کار زن ها بيش از بچه به دنيا آوردن است، آنها شادي و اميد به ارمغان مي آورند.
زن ها چيزهاي زيادي براي گفتن و براي بخشيدن دارند

| Design By : Night Melody |


